چرا بازگشت دماوند برای بازار پتروشیمی ایران اهمیت دارد؟
اگر دماوند برگردد، پارس میتواند جزو اولین سهمهای بازیابیشونده باشد
حادثه دماوند نگرانی بازار درباره روند راهاندازی مجدد واحدهایی مانند دماوند و مبین را بیشتر کرده است…
پتروتحلیل- در حالی حادثه اخیر تعمیرات کلدباکس واحد هوا و انتشار گاز نیتروژن در پتروشیمی دماوند که منجر به فوت یک نفر و مصدومیت دو نفر شد، نگرانی بازار درباره روند راهاندازی مجدد واحدهایی مانند دماوند و مبین را بیشتر کرده است که گفته می شود شرایط موقتا در پتروشیمی مبین بهتر از هفته های اخیر است در همین حال آسیب دیدگی در این شرکت نیز گسترده تر از دماوند است، با این حال حادثه دماوند و آسیب به مبین، روی کل زنجیره عسلویه اثر دومینویی گذاشته؛ اما شدت اثر روی شرکتها یکسان نیست. چون بعضی شرکتها وابستگی مستقیمتری به یوتیلیتی، اکسیژن صنعتی و برق پایدار دارند. بیشترین فشارکوتاه مدت عدم راهاندازی این یوتیلیتی ها متوجه پتروشیمی جم و زاگرس است؛ توقف یا محدودیت یوتیلیتی روی تولید الفین و پلیمرهای آن اثر فوری میگذارد. اگر خوراک و سرویس جانبی پایدار نباشد، تولید کاهش پیدا میکند، هزینه تعمیرات بالا میرود و صادرات و تحویل سفارشها عقب میافتد. برای همین احتمال دارد بازار در کوتاهمدت به جم واکنش منفیتری نشان دهد. زاگرس هم به دلیل مصرف بالای یوتیلیتی و حساسیت واحدهای متانول، نسبت به نوسان برق و بخار بسیار آسیبپذیر است. هر توقف چندروزه میتواند تولید متانول را به شدت پایین بیاورد، هزینه استارت مجدد واحدها را افزایش دهد و سود فصلی را تحت فشار بگذارد. به همین دلیل بازار معمولاً در بحرانهای انرژی، زاگرس را پرریسکتر قیمتگذاری میکند.
اما پتروشیمی های پارس و آریاساسول وضعیت متعادلتری دارند؛ در گزارشها گفته شده پارس مستقیماً آسیب جدی ندیده و سالم مانده است. این نکته مهمی برای بازار است. اما مشکل اینجاست که حتی شرکت سالم هم بدون یوتیلیتی پایدار نمیتواند با ظرفیت کامل کار کند. برای پارس، ریسک عملیاتی کمتر از جم است، ولی ریسک کاهش ظرفیت تولید هنوز وجود دارد و اگر دماوند سریع برگردد، پارس میتواند جزو اولین سهمهای بازیابیشونده باشد.
اما آریاساسول معمولاً از نظر عملیاتی منظمتر و از نظر مالی قویتر ارزیابی میشود. بازار احتمالاً آن را نسبت به جم و زاگرس دفاعیتر میبیند؛ چرا که ترازنامه قویتری دارد، مدیریت هزینه بهتری داشته و معمولاً در بحرانها افت سود کمتری تجربه میکند. اما وابستگی غیرمستقیم به سرویسهای منطقه هنوز یک ریسک مهم است.
به گفته کارشناسان در حال حاضر دماوند و مبین «قلب زیرساختی» بحران هستند و بازار مشتاق است که بداند؛ چند درصد ظرفیت برگشته؟ واحد هوای دماوند چه زمانی پایدار میشود؟ و آیا حادثه اخیر نشانه ضعف ایمنی در راهاندازی مجدد بوده؟ و اینکه دولت و هلدینگ خلیج فارس چه میزان حمایت مالی میکنند؟ با این حال بر اساس ریسک بعد از حادثه و در سناریوی بازسازی سریع، پارس و آریا احتمالاً زودتر ریکاور میشوند، جم و زاگرس بعد از تثبیت یوتیلیتیها برمیگردند، و مبین/دماوند بیشترین نوسان ولی شاید بیشترین بازده احیایی را داشته باشند. اما اگر حادثههای فنی و اختلالهای ایمنی ادامه پیدا کند، فشار اصلی دوباره روی مبین، دماوند و شرکتهای وابسته به آنها خواهد بود.