تنگه هرمز؛ اهرم فشاری که بیش از همه به اقتصاد ایران آسیب زد
«بستن هرمز؛ سود برای رقبای پتروشیمی، هزینه برای ایران»
پتروتحلیل- تداوم اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز، اگرچه بازار جهانی انرژی و زنجیره تأمین را با شوک جدی مواجه کرده، اما در سوی دیگر معادله، هزینه سنگینی نیز بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است؛ از محدودشدن مسیر صادرات و کاهش درآمدهای ارزی گرفته تا افزایش فشار بر صنعت نفت و پتروشیمی. در شرایطی که تولیدکنندگان رقیب در آمریکای شمالی و سایر مناطق توانستهاند از اختلال عرضه خاورمیانه و افزایش حاشیه سود محصولات پتروشیمی بهره ببرند، تنگه هرمز برای ایران به اهرمی تبدیل شده که هزینه استفاده از آن میتواند از منفعتش بیشتر باشد.
هرمز؛ اهرم فشار با هزینهای سنگین برای ایران
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و اختلال در عبور و مرور از آن، بازار نفت، گاز و محصولات پتروشیمی را بهسرعت تحت تأثیر قرار میدهد. صندوق بینالمللی پول نیز اختلال در تنگه هرمز را از عوامل اصلی بزرگترین شوک عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرده است.
اما نکته مهم برای ایران این است که تهران خود نیز به همین مسیر برای دسترسی به بازارهای صادراتی وابسته است. بنابراین هرچه محدودیت در تردد از هرمز طولانیتر شود، هزینه آن برای صادرات ایران نیز افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت جهانی نفت لزوماً به معنای افزایش درآمد ایران نیست. اگر حجم صادرات کاهش پیدا کند یا انتقال محمولهها دشوارتر، پرریسکتر و پرهزینهتر شود، افزایش قیمت میتواند نتواند افت حجم فروش و هزینههای جانبی را جبران کند.
رقبا از اختلال عرضه سود میبرند
همزمان، بخشی از تولیدکنندگان پتروشیمی غربی توانستهاند از اختلال عرضه در خاورمیانه و دسترسی به خوراک ارزان در آمریکای شمالی بهره ببرند. در نیمه نخست ۲۰۲۶، بهبود حاشیه سود پلیاتیلن و پلیپروپیلن به افزایش سودآوری شرکتهایی مانند LyondellBasell و ExxonMobil کمک کرده است.
این موضوع یک تناقض مهم ایجاد میکند: اختلالی که قرار است بهعنوان ابزار فشار بر بازار جهانی عمل کند، میتواند برای برخی رقبای ایران به فرصت تجاری تبدیل شود.
مشکل فقط نفت نیست
پیامدهای هرمز به بازار نفت محدود نمیشود. افزایش هزینه حملونقل و بیمه، اختلال در زنجیره تأمین، دشوارتر شدن صادرات و واردات و افزایش نااطمینانی، فشار مضاعفی بر اقتصاد کشورهای منطقه وارد میکند. سازمان تجارت و توسعه ملل متحد (UNCTAD) نیز بر اهمیت حیاتی تنگه هرمز برای تجارت جهانی و پیامدهای گسترده اختلال در این مسیر تأکید کرده است. برای ایران، این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا اقتصاد کشور همزمان با محدودیتهای صادراتی، تحریمها و نیاز به درآمدهای ارزی مواجه است. در چنین وضعیتی، بستن یا محدود کردن مسیری که خود ایران نیز برای صادرات به آن وابسته است، میتواند در نهایت به کاهش قدرت اقتصادی تهران منجر شود.
درس اصلی؛ پیشبینی مهم است، اما انعطافپذیری مهمتر است
تحولات اخیر بازار پتروشیمی یک درس مهم برای ایران دارد: در بازاری که عرضه میتواند بهسرعت دچار اختلال شود، مزیت اصلی فقط داشتن منابع هیدروکربوری نیست؛ بلکه توانایی انتقال سریع، انعطافپذیر و کمهزینه محصولات به بازارهای مختلف است.
به همین دلیل، تنگه هرمز را نمیتوان صرفاً یک ابزار ژئوپلیتیکی دید. این تنگه برای ایران همزمان مسیر صادرات، مسیر واردات و یکی از شریانهای اصلی اقتصاد کشور است.
در نتیجه، هرگونه تصمیم برای محدودکردن این مسیر باید با درنظرگرفتن هزینه فرصت آن برای اقتصاد ایران ارزیابی شود؛ زیرا ممکن است در کوتاهمدت به بازار جهانی شوک وارد کند، اما در بلندمدت، بخش قابلتوجهی از هزینه آن را خود ایران بپردازد.
البته تحقق این ظرفیت راهبردی به چند عامل مهم بستگی دارد: مشخص و عملیاتی بودن مسیر، هماهنگی میان گمرکها، میزان تأثیر تحریمها، رقابتی بودن هزینههای حملونقل و همچنین قابلاعتماد بودن زمان ترانزیت.