کد خبر : 46137

بحران پس‌ماند پلاستیکی قابل حل است، اما زمان زیادی نداریم؛

پتروتحلیل-طبق این مقاله که در سپتامبر 2020 در سایت «گفتگو» منتشر شد، در سال 2015 توافقی جهانی رقم خورده که طبق آن ورود 8 میلیون تن پس‌ماند پلاستیکی به اقیانوس‌ها غیرقابل قبول شناخته شده است. طبق براوردها این حجم از پلاستیک در 2010 نهایتاً وارد اقیانوس‌ها شده‌اند.

این مقاله ادامه می‌دهد: «چندین بستر بین‌المللی برای مواجهه با این بحران پدیدار شدند، از جمله اقیانوس ما، اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، و منشور پلاستیک اقیانوس‌ها در گروه هفت»

اما در 2020 طبق براوردها و پیش‌بینی‌ها 24 تا 34 میلیون تن پس‌ماند پلاستیکی به دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و اقیانوس‌ها وارد شده‌اند. بنا بر بررسی مقاله گفتگو، در صورت تداوم این روند، تا 2030 این رقم می‌تواند به 90 میلیون تن برسد.

این‌ها اطلاعاتی هستند که بصورت رایگان و با یک جستجوی ساده در گوگل در دسترس قرار دارند، و چالش‌های بزرگ پیشِ روی صنعت ما را نشان می‌دهند. البته طبیعتاً من نمی‌توانم این آمار و ارقام را تأیید کنم. اما این‌ها آماری هستند که وجود دارند.

در این مقاله مه 2019 از «مجمع جهانی اقتصاد» (اجلاس داووس) نیز چکیده خوبی از تحقیقات درباره مقیاس مشکل پس‌ماند در جهان در حال توسعه ارائه شده است.

مجمع جهانی اقتصاد، نکته‌ای که بنده چند سال پیش از یک سمن (سازمان مردم نهاد) شنیده بودم تأیید کرد؛ مبنی بر این‌که در حدود 2 میلیارد نفر از مردم جهان (تقریباً یک چهارم از کل جمعیت جهان) از دسترسی به هرگونه سیستم جمع‌آوری پس‌ماند محروم هستند. همچنین به من گفته شده است که 1 میلیارد نفر دیگر نیز به سیستم پیشرفتۀ جمع‌آوری پس‌ماند، به سبک غربی، دسترسی ندارند.

گزارش مجمع اقتصاد، با نقل قول از تحقیقات خیریه فقرای «صندوق اشک» نوشته است که در کشورهای تدر حال توسعه، سالانه بین 400 هزار تا 1 میلیون نفر به سبب بیماری‌های ناشی از سوء مدیریت پس‌ماند می‌میرند.

مجمع اقتصاد نیز با این دیدگاه بنده موافق است که همزمان با بالاتر رفتن رفاه در کشورها و همزمان با رشد شهرنشینی و افزایش شتاب رشد جمعیت، این موضوعات موجب خواهند شد مشکل پس‌ماند بیش از پیش بزرگ‌تر شود.

محصولاتی که صنعت ما به ساخت‌شان کمک می‌کند، صرفاً محصولات لوکس نیستند. بسیاری از این محصولات، حیات‌بخش هستند.  بنابراین همه ما باید امیدوار باشیم که تعداد بیشتری از مردم در جهان در حال توسعه به کالاهایی دسترسی پیدا کنند که ما پولدارها قدرشان را نمی‌دانیم و وجودشان را بدیهی می‌پنداریم.

مجمع جهانی اقتصاد همچین با نظر دیگر من نیز موافق است که دولت‌های محلی در جهان در حال توسعه، در کسب سرمایه برای ساخت سیستم‌های مناسب جمع‌آوری پس‌ماند به سختی خواهند افتاد. طبق مطالبی که بنده شنیده‌ام، جمع‌آوری پس‌ماند اغلب یک خدمت عمومی است زیرا این صنعت به‌ندرت به سودآوری می‌رسد.

در گزارش مجمع اقتصادی آمارهای بیشتری نیز به چشم می‌خورند: بالغ بر یک سوم از گاوها و نیمی از بزها در کشورهای در حال توسعه میزان قابل توجهی پلاستیک خورده‌اند. این مسئله موجب، باد کردن و مرگ ناشی از گرسنگی برای این حیوانات شده است.

در گزارش بطور ضمنی اشاره شده است که حداقل میزان نیروی کار در جهان در حال توسعه با مشکل روبرو نیست، و برای بالا بردن نرخ جمع‌آوری پس‌ماند می‌توان تعداد پاکبان‌ها را افزایش داد.

البته گزارش مجمع همچنین افزوده که این کار خطرناک و غیرسالم است. در همین گزارش آمده است که، پس‌ماندهای روی زمین، فضا را برای زاد و ولد پشه و موش فراهم می‌کند. له کردن و سوزاندن پس‌ماند برای بدست‌آوردن مواد خام نیز موجب انتشار گازهای و مواد شیمیایی خطرناک می‌شود.

تمرکز من در حوزه بحران پس‌ماند پلاستیکی تا به امروز بطور کامل بر روی تأثیر پلاستیک‌های یک‌بار مصرف بوده است. اما ما باید پس‌ماندهای الکترونیکی مثل رایانه، تلویزیون، و یخچال را نیز مورد لحاظ قرار بدهیم.

طبق گزارش مجمع اقتصاد، بسیاری از افرادی که در محل‌های دفع پس‌ماند در اگبوگبلوشی کشور غنا کار می‌کنند، از تهوع، سردرد، سوختگی، و دیگر جراحات رنج می‌برند، و یا در اوایل دهه 20 سالگی زندگی‌شان بر اثر سرطان فوت کرده‌اند.

سایت resource.co در مقاله‌ای دیگر در مه 2019 می‌نویسد: «سوء مدیریت پس‌ماند موجب شیوع بیماری‌ها به طرق مختلف می‌شود، از جمله از طریق سیل ناشی از مسیرهای آبی سد شده، و همچنین آلاینده‌هایی که بر اثر سوزاندن پس‌ماند انتشار می‌یابند» این مقاله، گزارشی است برپایه مطالعه سال 2019 مؤسسه مطالعات توسعه با عنوان: زمانی برای هدر دادن نیست: مواجهه با بحران آلودگی پلاستیکی پیش از آن‌که دیر شود.

Resource.com مجدداً با نقل قول از این مطالعه، به این‌که اشاره می‌کند که کشورهای ثروتمند با سیستم‌های تثبیت‌شده مدیریت پس‌ماند، زباله‌های خود را به کشورهای دیگر برای فراوری صادر می‌کنند. در ژانویه 2018، به دلایل مرتبط با حوزه سلامت، چین واردات پس‌ماندهای پلاستیکی را به شدت محدود کرد، اما این موضوع صرفاً موجب شد تا جریان تجارت به سوی کشورهایی نظیر تایلند، مالزی، و ویتنام تغییر مسیر پیدا کند.

مشکل تجارت در این حوزه آن است که بیشتر پس‌ماند پلاستیکی صادرات شده در زمان رسیدن در مقصدشان قابلیت بازیافت ندارند. آنچه از این پس‌ماندها بازیافت نمی‌شود، سوزانده شده یا به رودخانه‌ها و اقیانوس‌ها ریخته می‌شود؛ زیرا همان‌طور که پیشتر اشاره کردم، 2 میلیارد نفر از مردم جهان از دسترسی به سیستم‌های جمع‌آوری زباله محروم هستند.

به گزارش گاردین در دسامبر گذشته، قوانین جدید در رابطه با صادرات پس‌ماند پلاستیکی در 1 ژانویه 2021 اجرایی شدند. طبق گزارش این روزنامه، این قوانین موجب شفاف‌تر شده تجارت شده و به کشورهای در حال توسعه امکان می‌دهد تا از پذیرفتن پس‌ماندهای کم‌کیفیت و زباله‌هایی که بازیافت‌شان سخت است پیش از ارسال‌شان از مبدأ اجتناب کنند.

رالف پایت، مدیر اجرایی معاهدات بازل، روتردام، و استوکهلم به گاردین گفته است: «نگاه خوش‌بینانه من این است که، در پنج سال آینده، نتایج خوبی را مشاهده خواهیم کرد.» مقررات جدیدی تحت این معاهده معرفی شدند.

گزارشات زیادی مبنی بر تداوم تجارت از زمان معرفی مقررات انجام شده است. اما دیگر محدودیت‌ها بر صادرات پس‌ماند پلاستیکی امکان اتفاق افتادن دارند. برای مثال در پی گزارش وبسایت «صلح سبز» مبنی بر سوزانده شدن یا تخلیه پس‌ماند پلاستیکی صادراتی از انگلستان در حاشیه جاده‌های ترکیه، فشارها بر دولت این کشور در حال بالا گرفتن است.

اشارات گزارش مجمع جهانی اقتصاد به رشد رفاه، شهرنشینی، و جمعیت در جهان در حال توسعه، با نمودار بالا از پایگاه داده عرضه و تقاضای آیسیس، همخوانی دارد.

نمودار نشان می‌دهد که تقاضای جهانی پلی‌اتیلن بین جهان توسعه یافته و جهان در حال توسعه متفاوت است. جهان توسعه یافته شامل آمریکای شمالی، اروپا، ژاپن، تایوان، و کره جنوبی می‌باشد. جهان در حال توسعه نیز شاملِ چین، آمریکای مرکزی و جنوبی، آفریقا، غرب آسیا، و کشورهای اتحادیه شوروی سابق هستند.

آمار و ارقام حقیقاً شگفت‌آور است. بین سال‌های 2009 تا 2019، مصرف انباشه پلی‌اتیلن در جهان توسعه یافته در مجموع 390 میلیون تن بوده و در مقابل این میزان در جهان در حال توسعه در رقم 570 میلیون تن قرار داشته است. طبق پیش‌بینی آیسیس برای بازه 2020 تا 2030، تقاضای انباشته برای جهان توسعه یافته در رقم 448 میلیون تن (رشدی 15 درصدی نسبت به 2009 تا 2019) خواهد بود. اما در مقابل پیش‌بینی می‌شود تقاضای جهان در حال توسعه با رشدی 92 درصدی به 1.1 میلیارد تن برسد.

می‌توان استدلال کرد که چین یک دسته جداگانه برای خودش می‌خواهد، چون همانند دیگر کشورها یک کشور در حال توسعه معمولی نیست. این کشور منابع کافی برای ارتقاء سیستم‌های جمع‌آوری پس‌ماند خودش را دارد، قادر است یک صنعت بازیافت مدرن و پیشرفته ایجاد کند و برنامه‌ای بزرگ برای زدودن زباله‌های پلاستیکی راه‌اندازی کرده است. اما بااین‌وجود، طبق مطالعه‌ای در سال 2017، پنج رود از ده رود بزرگی که 90 درصد از پس‌ماند‌های پلاستیکی را به سوی اقیانوس می‌برند در چین قرار دارند.

توقف صادرات پس‌ماند پلاستیکی از جهان توسعه یافته به جهان در حال توسعه، به حل این مسئله کمک خواهد کرد. اما مسئله بزرگ‌تر نحوه مواجهه ما بصورتی پایدار با رشد چشمگیر تقاضا در جهان در حال توسعه است؛ و این به نحوه حل مسئله دفع پس‌ماند برمی‌گردد.

راه‌حل راحتی برای این بحران وجود ندارد.

رشد بازیافت مکانیکی و شیمیایی در جهان توسعه یافته کمک می‌کند تا پس‌ماند پلاستیکی که دیگر نمی‌تواند به کشورهای در حال توسعه صادر شود، در همان کشورهای توسعه یافته مورد مصرف قرار بگیرد. بازطراحی محصولات بسته‌بندی نیز به حل این مسئله کمک خواهد کرد؛ به نحوی که از پلیمرهای کمتر و در گریدهای فیلم، تنها از یک نوع پلیمر استفاده شود؛ بجای آن‌که چندین لایه پلیمری مختلف مورد استفاده قرار بگیرد.

اما در صورتی که در نظر بگیریم تمام فناوری‌های کاهش کربن برای واحدهای پالایشگاه به پتروشیمی کنونی و جدید ساخته شوند، آیا کسب‌وکار بازیافت در ساختار کربن‌محور برنده خواهد بود؟ فکر نمی‌کنم تحلیل چرخه حیات که برای جواب به این سؤال لازم است، هنوز وجود داشته باشد.

برخی از کارشناسان بر این نظر هستند که دستیابی به فناوری بازیافت شیمیایی در مقیاسی تجاری تا ده سال دیگر محقق خواهد شد.

بازیافت در جهان در حال توسعه نیز جایگاه خواهد داشت، همچنان‌که این صنعت توسعه پیدا می‌کند، اما به اعتقاد بنده این تنها یکی از راه‌حل‌ها است. مطرح کردن بازیافت به‌عنوان تنها راه‌حل، موجب به حاشیه رفتن پیچیدگی‌های لجستیکی، اقتصادی، و سیاسی در کشورهای فقیرتر می‌شود.

بنده اعتقاد دارم که اولین قدم باید به رسمت شناختن این نکته باشد که ریشه بحران نحوه دفع پس‌ماند پلاستیکی در جهان در حال توسعه است.

نیاز است که سرمایه‌گذاری‌های بزرگی در حوزه جمع‌آوری زباله، گورستان‌های پسماند، سیستم‌های زباله‌سوزی صورت بگیرد. به اعتقاد من، زباله‌سوزی در صورتی که به نحوی پایداری‌پذیر انجام بگیرد، در آینده جایگاه خواهد داشت. پلاستیک حاوی کربن نهفته بسیاری است؛ این یعنی انرژی‌ای که می‌تواند در کشورهای فقیر از لحاظ منابع آزاد بشود.

و همانطور که «گفتگو» در مقاله‌اش اشاره می‌کند، توافقات بین‌المللی به منظور محدود کردن زباله‌های پلاستیکی در اقیانوس‌ها ثمری نداشته‌اند. بنده برخلاف این مقاله معتقدم که ما به یک توافق بین‌المللی جدید نیازمندیم؛ چیزی شبیه به توافق پاریس در مورد مسئله کربن.

در صورتی که اکثر اقتصادهای بزرگ در مورد هدف‌گذاری برای کاهش پس‌ماند پلاستیکی در اقیانوس‌ها توافق کنند، قدمی بزرگ به سوی حل مسئله برخواهیم داشت. در قدم بعد، پای مقررات و مشوق‌ها به میان می‌آید که نیازمند آزمون و خطای بسیاری است، تا بتوانیم از تحقق هدف‌گذاری‌های پس‌ماند اطمینان حاصل کنیم.

این مقررات و مشوق‌ها نمایانگر فرصتی برای صنعت ما هستند، و به آن دسته شرکت‌هایی که به نحو احسن از خود تبعیت نشان می‌دهند کمک خواهد کرد تا هزینه‌های خود را بیش از پیش کاهش بدهند. طراحی سیستمی جدید برای ارزیابی هزینه‌ها نیز یک قدم بزرگ بسوی جلو خواهد بود. این سیستم‌ها ارزیابی خواهند کرد که شرکت‌ها در مواجهه با پس‌ماند پس‌ماند پلاستیکی و انتشار کربن تا چه میزانی بهره‌وری و کارامدی داشته‌اند.

بنده اعتقاد دارم که صنعت ما که پر است از مخترعین و مبتکرین بزرگ، قادر خواهد بود تا از پس این چالش بر بیاید. اما باید بدانیم که زمانی برای از دست دادن نداریم.

نوشته جان ریچاردسون

ترجمه: مهدی کائینی

 

ارسال نظر

آخرین اخبار
ادامه اخبار