پیدایش و مشکلات کود ماکرو
پتروتحلیل- حبیب خلج*: چندی است بحث هایی در مورد آلودگی برخی از محصولات کشاورزی داخلی از جمله برنج شمال در کشور مطرح شده و باعث نگرانی های وسیع کشاورزان ، مصرف کنندگان و مسئولان در این رابطه گردیده است.
از آنجا که برنج یکی از اصلی ترین مواد مصرفی خوراکی در کشور می باشد و این آلودگی نیز بسیار خطرناک گزارش شده است ،این مساله و پرداختن به آن می تواند یکی از اصلی ترین دغدغه های مردم و مسؤولان باشد.
در یکی دو دهه گذشته تولید نوعی کود به نام کود ماکرو در کشور رونق گرفت . این فکر ابتدا به ساکن فکر خوبی بود چون در آن چندین مواد مغذی شیمیایی از جمله کلرور پتاسیم، سولفات آمونیوم، سوپرتریپ فسفات، اوره ، گوگرد ومقدار بسیار اندکی سولفات کلسیم «گچ» به عنوان مکمل و صرفا جهت ایجاد چسبندگی در دانه بندی با خاک استفاده می شدند که این ماده آخر یعنی همان گچ به مقدار بسیار ناچیز در حدود ۲درصد باید به مواد فوق اضافه می شد تا باعث ایجاد چسبندگی در خاک گردد.
اما متاسفانه تعداد زیادی از تولید کنندگان سودجوی این کود که در آن زمان از یارانه دولتی برای خرید واردات محصولات گران قیمت فوق نیز استفاده می نمودند نسبت ترکیب این مواد را دقیقا برعکس نموده و به جای ۲درصد گچ ، حدود ۹۸درصد گچ استفاده کرده و ۲ درصد از مواد مغذی دیگر ترکیب نمودند. به طوری که به عنوان مثال دریکی از استانها محصول گچ بسیار کمیاب گشته و اصلا موجود نبود. خیانتی که می توان گفت یکی از مخرب ترین اعمال سودجویان رانت خوار در کشور در سالهای اخیر بوده است.
زیرا این کار باعث شد که علاوه بر وارد شدن مقادیر بالای انواع سموم کشنده به محصولات کشاورزی ، خاک زمینهای حاصلخیز که هر سانتیمتر آن ۱۰۰سال طول می کشد تا احیا گردد ، نابود شده و این زمینها کلا بلا استفاده گشته و از بین بروند.
اینجانب از آنجا که به عنوان مشاورطرحهای صنعتی، در حاشیه برروی صنعت نظارت دارم، موارد را بلافاصله به دستگاههای نظارتی و مسول اطلاع دادم . از جلمه اینکه در ابتدای مجلس هفتم از هر کمیسیون یک نفر به اضافه معاون محترم اجرایی خدمات حمایتی وقت جهاد کشاورزی. که موارد را به صورت واضح و آشکار به عرضشان رسانده و عواقب کاررا نیز گوشزد نمودم که این روند چه عواقبی در پی خواهد داشت. در همان زمان مصاحبه های زیادی نیز انجام داده و اطلاع رسانی نمودم.
اما متاسفانه عکس العمل درستی از هیچ یک از نهادهای مسئول انجام نشد. تا زمانی که زنگهای خطر آشکارا در کشور به صدا درآمده و رانت خواری عده ای ازخدا بی خبر که با به جیب زدن مبالغ هنگفتی از یارانه های دولتی در اروپا و آمریکا به راحتی و مانند اشراف زندگی می کنند باعث بیماری تعدادزیادی از هم وطنان و از بین رفتن خاک گردید. حالا به راستی چه کسی جوابگوی این همه خیانت و ظلم در حق مردم و این آب و خاک است؟
چرا دستگاه های نظارتی ما که الحق برادرانی دلسوز، متدین، زحمتکش و بی مدعا هستند نباید دارای نیروهای متخصص و کارشناس کافی در همه ی زمینه ها باشند تا بتوانند دست نا اهلان و رانت خواران را رو بکنند؟ در دنیای امروز تخلف ها نیز تخصصی و پیچیده شده اند که برای مقابله با آن باید نیروهای نظارتی نیز متخصص و کاربلد باشند . متخلفان نیز از این خلا سوء استفاده کرده و رقمهای کلان از بیت المال به جیب می زنند.
ما سالهاست به همین دلایل در تولید درجا می زنیم و به اهداف بلند مدت خود نمی رسیم.و آنچه که امروز کم داریم ضعف نظارتی در تمامی حوزه های کشور است. به طور مثال از یکی از مراکز نظارتی بازرسی به یکی از کارخانه های تولید کود ماکرو فرستاده می شد که در آنجا به دلیل نا آشنایی بازرس با روند تولید یک نمونه تصحیح شده یا قلابی به ایشان تحویل می گردید و ایشان نیز می رفتند به سلامت. در این بین سوداگران هم به کار خود ادامه می دادند. من خدایی ناکرده قصد زیرسوال بردن دستگاههای زحمتکش نظارتی و زحمات این عزیزان را ندارم. و مطمئنم این برادران دلسوز از انتقادات سازنده و به حق که به بهبود وضع کشور کمک می کند خوشحال نیز خواهند گردید.
به هرجهت خسارتهای وارد شده به محصولات و بالاخص به خاک زمینهای کشاورزی به قدری سنگین می باشند که شاید سالها طول می کشد تا جبران گردند که در بعضی مناطق هم غیرقابل جبران می باشند. این متخلفان چنان ضربه سهمناکی به خاکهای حاصلخیز زدند که شاید بمت اتمی هیروشیما چنین خسارتی در پی نداشته است.
*مشاور ارشد طرح های صنعتی