کد خبر : 11166

gaz7

پتروتحلیل- همایون دارابی: چندی است که برخی از خبرگزاریهای کشور با بارانی از خبرهای غیر واقعی در قالب دلسوزی دایه مهربان تر از مادر چنان بر طبل گاز ارزان در این کشور می کوبند و صحبت از رانت صنایع پتروشیمی می کنند که گویا گاز در ایران در حال فروش ارزان است و قیمتهای کنونی فاصله زیادی با کشورهای منطقه دارند.

متاسفانه لجاجت این به اصطلاح کارشناسان آنچنان دیده منطق آنها را بسته است که هیچ یک از مصوبات قانونی و شرایط منطقه را در نظر نداشته و به گونه ای رفتار می کنند که گویا فرار سرمایه گذاران ایرانی و خارجی از صنعت پتروشیمی ایران برای آنها یک افتخار عظیم خواهد بود.این رسانه ها در حالی همواره بر اساس منابع گمنامشان از رانت پتروشیمی صحبت می کنند که این منابع گمنام هرگز حاضر نیستند در یک مناظره استدلالهای خود را بگویند و دلایل منطقی را بشنوند.

از دیدگاه این گروه به اصطلاح کارشناسان صنایع پتروشیمی چون گاز را نمی سوزانند و به هدر نمی دهند و در مقابل استفاده بهینه از گاز سود بدست می آورندمی بایست پول بیشتری پرداخت کنند.حال آنکه در شرایط کنونی قیمت گاز ماحصل چند پدیده شده است قیمت گاز در سالهای ۸۹ و ۹۰ براساس نرخ ۷۰تومان معادل ۷ سنت بوده که پس از عربستان و قطر و امارات گرانترین گاز منطقه خلیج فارس بوده و به همین دلیل در این سالها هیچ واحد جدیدی در کشور ساخته نشده و در حالی که سابیک عربستان جایگاه خود را به عنوان بزرگترین شرکت پتروشیمی جهان تثبیت کرد فاصله تولیدی خود از ایران را به بیش از ۳برابر رساند.

در این میان با کاهش ارزش ریال و رسیدن آن به مرز سه هزار تومان قیمت گاز نیز همانند بقیه کالاهای قیمت گذاری شده براساس دلار کاهش یافته و به ۲٫۶سنت رسید.این کاهش البته برای ناظر بیرونی ملموس بوده و برای شرکتهای ایرانی تغییر خاصی به شمار نمی رود چرا که آنها همچنان براساس ریال همان ۷۰تومان را پرداخت می کنند.

نمونه دیگر این شرایط نرخ بنزین است که قیمت ۷۰۰تومانی آن از ۷۰سنت به ۲۹سنت به دلیل کاهش ارزش ریال رسیده است اما واقعا برای مصرف کننده ایرانی بنزین ارزان شده است؟ جواب مسلما خیر است چرا که افراد ایرانی نظیر شرکتهای ایرانی با ریال سرکار داشته و عملا تغییری در حسابهای آنها رخ نمی دهد.تنها تفاوت پس از حذف مصرف داخلی از فروش صادراتی این شرکتها حاصل می شود امری که اگر چه مزیت نسبی برای شرکتهای ایرانی به همراه آورد اما به دلیل تحریمها هزینه های سربار متعددی برای شرکتهای ایرانی به ویژه در زمینه حمل و نقل بیمه و موارد دیگر رخ داد تا ما شاهد کاهش صادرات محصولات پتروشیمی باشیم.سوال اساسی اینست اگر خوراک در ایران ارزان است چرا بازار های جهانی یکی یکی در حال از دست رفتن می باشد؟

اما نکته دیگری که این کارشناسان نظیر دون کیشوتهای سردگردان دنبال می کنند سود واحدهای پتروشیمی است آیا به راستی واحدهای پتروشیمی سود سنگینی را می برند؟جواب مسلما خیر است چرا که سود زمانی قابل توجه است که با میزان سرمایه گذاری صورت گرفته مقایسه شود درست است که شرکتهای که در گذشته با ارز ارزان و در نبود تحریم ساخته شده اند می توانند حاشیه سود بالایی را به دلیل کم بودن هزینه استهلاک نشان دهند اما برای نزدیک به ۷۰شرکتی که در حال ساخت هستند وضعیت فرق کرده و عملا با افزایش بهای گاز توجیه اقتصادی این طرحها از میان خواهد رفت.

برای مثل فرض کنید در حال حاضر قصد ساخت یک واحد یک میلیون تنی متانول وجود دارد و دولت خود به عنوان سازنده بتواند تامین ارز لازم را به قیمت دولتی ۲هزار و ۵۴۰ تومان نیز تامین کند.با توجه به شرایط تحریم، مشکلات حمل و نقل ارز و کالا،عدم همکاری شرکتهای خارجی برای واگذاری لیسانس و دهها مشکل دیگر این واحد با کمتر از ۴۰۰میلیون دلار در ظرف ۵سال زودتر ساخته نمی شود.

به عبارت دیگر ساخت این واحد هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد اگر این هزینه با بهره بانکی ۲۵درصد تنزیل شود سرمایه گذاران عملا هزینه ای معادل ۲هزار و ۲۵۰میلیارد تومان تا انتهای سال پنجم متحمل شده تا تولیدی معادل یک میلیون تن متانول را بدست آورند. قیمت متانول در حال حاضر در بازار تحویل در مبدا چین۴۵۰دلار در هر تن است.فرض نیز می کنیم که همانند امسال تولید شرکت هیچ وقت به دلیل کمبود گاز قطع نشود و قوانین و مقررات و نرخ دلار ثابت بماند.همچنین واحد بتواند همه محصول خود را صادر کند و ارز آن را دریافت دارد.

هزینه تولید هر تن متانول

نرخ گاز ۲٫۶سنت

نرخ گاز ۱۵سنت

خوراک هزار مترمکعب به ازای هر تن

۲۶دلار

۱۵۰دلار

هزینه تولید(مواد مصرفی, کاتالیست هزنیه عمومی و اداری و متفرقه به جز استهلاک)

۷۰دلار

۷۰دلار

هزینه حمل

۷۰دلار

۷۰دلار

استهلاک واحد با احتساب ۱۰درصد نرخ استهلاک ده سال اول

۹۱دلار

۹۱دلار

کل هزینه

۲۵۷دلار

۳۸۱دلار

سود واحد در هرتن متانول

۱۹۳دلار

۶۹دلار

سود ریالی براساس دلار ۲۴۵۰تومان

و یک میلیون تن تولید

۴۷۳میلیارد تومان

۱۶۹میلیارد تومان

دوره بازگشت سرمایه

۵سال

۱۳سال

بازده سالانه سرمایه گذاری

۲۱درصد

۷٫۵درصد

این مقایسه به سادگی نشان می دهد که چرا گاز ۱۵سنتی توجیه پذیری سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی حتی در کالایی ساده نظیر تولید متانول را از میان خواهد بود. در این فضا تنها عربستان و قطر برنده بازی خواهند بود.شایان ذکر است در حال حاضر نرخ گاز در ایالات متحده نیز کمتر از ۱۵سنت در هر مترمکعب است که با توجه به نرخ لیبور نزدیک به یک درصد و تورم کمتر از ۳درصد سرمایه گذاری با بازدهی ۷٫۵درصد یا اندکی بیشتر مقرون به صرفه است اما در ایران با نرخ تورم بالای ۳۰درصد و نرخ بهره واقعی ۲۷درصدی حتی در شرایط کنونی نیز برای یک سرمایه گذار بهتر است پول خود را به صورت اوراق مشارکت بدون نام درآورد تا با سرمایه گذاری در یک واحد پتروشیمی خود را هر روز با افرادی مواجه ببیند که بدون منطق حتی محاسبات ساده اقتصادی را درک نکرده و نمی پذیرند.

ارسال نظر

آخرین اخبار
ادامه اخبار