کد خبر : 3730

پتروتحلیل- حبیب خلج*: مالزی، هند، کره، ترکیه و چین کشورهایی هستند که اصلاحات اقتصادی خود را با همزمان با ایران و یا حتی بعد از ایران آغاز کرده اند، با این حال هم اکنون به مرحله ای از توسعه دست یافته اند که به واقع موجب حسرت ما شده است. آنان در فرآیند توسعه چه مسیری را انتخاب کرده اند و براساس چه مبنایی به پیش رفته اند که باعث شده بسیاری از بازارها را تسخیر کنند؟ اما ما اکنون به تنها به چنین موفقیتی دست نیافته ایم بلکه آهسته آهسته در حال واگذاری بازارهای داخلی خودمان نیز هستیم و با دیدگاه های متناقض درصدد یافتن راه حل هایی برای خروج از بن بست توسعه نیافتگی باشیم. میان مباحث مطرح شده دو دیدگاه بسیار حائز اهمیت و حتی به عنوان کلید معمای توسعه نیافتگی وارد ادبیات اقتصاد شده که در حقیقت بیانگر رابطه توسعه اقتصادی با تجارت خارجی است.

برهمین اساس گروهی از اقتصاددانان توسعه بر این باورند که تجارت آزاد نقش مثبتی در رشد و توسعه کشورهای جهان از جمله کشورهای در حال توسعه دارد و گروه دیگر بر این عقیده اند که تجارت بین الملل نمی تواند محرک قوی برای رسیدن به رشد و توسعه کشورهای در حال توسعه باشد. چکیده این نظرات در راهبرد جایگزنی واردات و راهبرد صنعتی توسعه صادراتی متبلور شده است.

تجربیات کشورهای مذکور و برخی دیگر حکایت از آن دارد در عین حالی که بسیاری از این کشورها ابتدا سیاست درونگرا را انتخاب کردند و اولویت نخست شان راهبرد جایگزینی واردات بود، با این حال پس از گذراندن دوران گذر هنگامی توانستند خود را از مدار توسعه نیافتگی نجات دهند که راهبرد صنعتی توسعه صادرات را برگزیدند به عبارت دیگر کشورهای نوظهور در عرضه اقتصاد به طور توامان و البته با ویژگی های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی راهبردهای اجتماعی را متناسب با کشورشان انتخاب کردند و البته آنچه موجب شد شکوفایی اقتصادشان نمایان شود، اولویت دادن نگاه برونگرا و واردات با اقتصاد بین الملل بود. با این حال اقتصاد ایران در دوران گذشته چه کرده است که هنوز با سرعت لاک پشتی پیش می رود و چرا با وجود این همه منابع سرعت رشد و توسعه کند است؟ تا قبل از انقلاب سیاست راهبردی تجاری ایران بر مبنای توسعه صنعتی با راهبرد جانشینی واردات بوده است این را می توان از اسناد برنامه های عمرانی اول تا پنجم استخراج کرد.

اما بعد از انقلاب و پس از جنگ به جز برنامه اول سایر برنامه ها به صورت ناقص، گرایش به راهبرد برون گرا با توسعه صادرات داشتند و حال پس از گذشت چهار برنامه هنوز افق روشنی دیده نمی شود و با وجود این که جهش مناسبی در صادرات غیرنفتی اتفاق افتاده است اما تا تسخیر بازارها و حضور پایدار در آنها راه درازی درپیش است حتی اگر امروز هم غفلتی صورت پذیرد، همین صنایع و تولیدات نیز در بازارهای داخلی با مشکل روبه رو می شوند و توان مقاومت نخواهند داشت. حقیقت آن است که این راهبردها دارای فلسفه وجودی مشخص هستند و هر کدام در شرایطی خاص پاسخگو هستند. هر چند الان بسته های تولیدی در کشور قوی است و محصولات داخلی از رشد مناسبی برخوردارند، اما اگر قرار باشد در بازارهای جهانی عرض اندام کنند باید قدرت و توان رقابت نیز داشته باشند.

* کارشناس و مشاور ارشد طرح های صنعتی

ارسال نظر

آخرین اخبار
ادامه اخبار